روایت جلسه پنج شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۴ | روضه ورود به شام

بسم رب الشهداء والصدیقین                 

ساعت  ۱۹:۴۵دقیقه بود و با اینکه هنوز به شروع مراسم زمان باقی بود خادمان بیت العباس (ع) با یه شور و حال خاصی شروع به فعالیت کرده بودند تا همه چیز رو برای شروع جلسه آماده کنند ،وقتی که از بیرون جلسه خادمین هیئت رو میدیدین شور و حالشون که هدیه خود بی بی زهرا بود دیدنی بود و وصف ناپذیر .

زمان میگذشت و چیزی تا شروع جلسه باقی نمانده بود, همه چیز از ساعت ها قبل آماده بود که  مادحین ارجمند هیئتمون سید مجتبی میرنعمتی و فرهاد تقی دوست هم  وارد جلسه شدند و همه آماده شروع رسمی جلسه .

فضای مجلس با قرائت سوره واقعه دلنشین تر هم شد …

آماده شدیم برای زیارت عاشورا ,یه بغض عجیبی گلوی بچه ها رو گرفته بود ,انگار که  جلوی چشمشون کاروان اسراء رو وارد شام کرده بودن ,از همون بسم الله زیارت عاشورا بغض همه ترکید,تو چشماشون میشد غمه  اسیریه بی بی زینب رو دید ……..

زیارت تموم شد ,اما زیارتی که واقعا با همه زیارتها  که خونده بودیم فرق داشت …..

مجلس مهیای یک روضه ی کامل بود که هرجا اجازه نیست خونده بشه.

سید مجتبی شروع کرد ……

وای!بر من….. نه غدیر است, نه قربان,نه صیام

مردم شهر خوش و خرم و شادند تمام

با شروع روضه توسط  این بیت دیگه همه از خودشون بیخود شده بودند, هر کسی تو حاله خودش بود, درست انگار  داشتن میدیدن  و میسوختن,,,,,

سید مجتبی ادامه داد:……

همه با هلهله تبریک به هم میگویند

رو به دروازه ساعات چرا میپویند؟

رقص و دروازه ی ساعات و صدای قرآن

اهل بیت نبوی جانب دروازه روان……..

میشد دیگه سیل روون اشک های بچه ها رو از روی گونه هاشون نظاره کرد, اینقدر این اشک ریختن ها زیبا بود و پر سوز که با تماشای اون اشک ها دوباره گریمون میگرفت, جلسه طوری شده بود که انگار  در و دیوار گریه میکردن……….

جای همه عزیزان خالی…………..

سرشار از بوی بهشت  باشید.