مرور شب شهادت حضرت رقیه(س)|دوشنبه۱۳۹۴/۰۸/۲۵

بسم رب الشهداء والصدیقین 

یا رقیه….

قلبهای سینه زنانت به عشق تو می طپند و به امید شفاعت دستهای کوچک تو سوی تو می آیند ، یا رقیه بنت الحسین (ع)…

ساعت به وقت نوکری ارباب است و همه خادمان  دور هم جمع ،غریبیه خاصی داشت جلسه, طوری که انگار همه آمده بودند بگویند یا رقیه, خانم جان گرچه در خرابه تک و تنها جان دادی اما امروز ما کنارت هستیم  تا گوشه ای از غم شام را که ناله هایتان هر گاه به گوش آدمی از آن شهر شوم به گوش می رسد را فراموش کنید…

اشک چشم های نوکران همچون آتشی زیره خاکستر بود که آماده بود،با یک اشاره شعله بگیرد….

زیارت عاشورا با نوای برادر ارجمند حسین عطایی آغاز گردید.

مگر می شود  که سلام ابتدایی زیارت  را خواند و دل به سمته حرم و ضریح شش گوشه اربابمان حسین  پر نکشد… ؟….

صدای ناله های بچه ها را میشد شنید, آرام هرکسی با خود نجوایی میکرد,از دور که مینگریستی چیزهایی برایت آشکار میشد ،انگار که بچه ها در شهر شام بودند و مثله دختره سه ساله ارباب نمیتونستند بلند حرفاشون رو بگن ، تو شام بی بی رقیه از ترس کتک آروم با بابا  نجوا میکرد, امروز بچه ها به خاطر غم ارباب از خجالت با ایشان آرام صحبت میکردند….

اما مگر میشود که سخن از رقیه (س) باشد و بغض نترکد و صدای ناله ها عالمگیر نشود….

دکتر ابراهیمی در انتهای سخنرانی اش بود که با یک جمله که گفت از مصائب رقیه خاتون دیگر نمیشد کسی جلوی اشکها و ناله هایش را بگیرد.

برادره ارجمند سید مجتبی میر نعمتی شروع کرد روضه رو با گفتن:

من الذی أیتمنی……

دیگه گریه های بچه ها با ناله هاشون هم سو   شده بود.

سید ادامه داد:

من یک گل و صد بهار دارم

در قلب همه مزار دارم

یک کرببلا قیام با خود

صد کوفه به شام تار دارم…

دلها بد جور رفته بود سمته حرم بی بی رقیه(س).

سینه زنی با آوای:

سینه میزنم برای حسین برای حسین

گریه میکنم برای حسین برای حسین

آغاز شد, در انتها برادر ارجمند فرهاد تقی دوست نیز یک واحد فارسی -عربی زیبا رو برای پیاده روی اربعین خواندند  …..

{سرشار از بوی بهشت باشید}